دوره و شماره: دوره 14، شماره 54، تابستان 1405، صفحه 7-216 
تعداد مقالات: 6
دگردیسی فرهنگی و پیامدهای آن بر فرهنگ رضوی (‌مطالعه‌ای بر اساس نظریه‌پردازی داده‌بنیاد‌)

دگردیسی فرهنگی و پیامدهای آن بر فرهنگ رضوی (‌مطالعه‌ای بر اساس نظریه‌پردازی داده‌بنیاد‌)

صفحه 7-32

https://doi.org/10.22034/farzv.2024.478131.2036

محمودرضا رهبرقاضی، زهرا صادقی نقدعلی

چکیده فرهنگ رضوی، که ریشه در آموزه‌های امام رضا (ع) و معارف اهل بیت دارد، یکی از ارزشمندترین بخش‌های فرهنگ اسلامی و شیعی است و نقش مهمی در شکل‌گیری هویت دینی و اجتماعی مسلمانان، به‌ویژه شیعیان، ایفا می‌کند. اهمیت فرهنگ رضوی در آن است که فاصله­گیری از این فرهنگ نه تنها در ابعاد دینی تاثیر می­گذارد بلکه تضعیف آن حتی می‌تواند پیامدهای عمیقی در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و هویتی داشته باشد. در این راستا، این پژوهش با هدف فهم دلایل فاصله‌گیری از فرهنگ رضوی در میان برخی از شهروندان جامعه ایرانی و استراتژی افراد در مقابل این پدیده و پیامدهای آن، به تحلیل این پدیده از دیدگاه نظریه‌های فرهنگی و دینی پرداخته است. در این راستا، از روش کیفی و رویکرد نظریه‌پردازی داده‌بنیاد (گراندد تئوری) اشتراوس و کوربین بهره گرفته شده و داده‌های مورد نیاز از مصاحبه‌های عمیق با 25 نفر از گروه‌های مختلف در شهر تبریز جمع‌آوری شده است. در این راستا، نتایج پژوهش نشان می­دهند که کدهای متمرکز شرایط علی شامل عواملی چون دگردیسی‌ اجتماعی، افول مشروعیت نهادی، گفتمان سکولاریسم، استعمار فرهنگی بودند. در بخش شرایط زمینه‌ای، بحران‌های ساختاری اقتصاد، پلورالیسم فرهنگی، فروپاشی نظام معرفتی و تزلزل نظام تربیت خانوادگی به‌عنوان بسترهای کلیدی شناسایی شدند. کدهای مداخله‌گر به نقش تعارضات ایدئولوژیک، گسست در میانجی‌گری معرفتی، شتاب‌زدگی در ادغام جهانی و بازار مصرفی اطلاعات اشاره دارند. سرانجام، با در نظر گرفتن دو استراتژی پذیرش و مقاومت توسط جامعه که به عنوان واکنش­های افراد به این پدیده مطرح شده است، پیامدهای فاصله‌گیری از فرهنگ رضوی در قالب بحران‌ مشروعیت، ناسیونالیسم و قوم‌گرایی، واگرایی اجتماعی-سیاسی، افت قدرت نرم، سکولاریزاسیون گفتمان سیاسی، فروپاشی نظم هنجاری، خلأ هویتی، زوال همبستگی اجتماعی، آنتروپی هویتی، واپاشی ساختار تربیتی ظاهر شده‌اند. این پژوهش نشان می‌دهد که برای مقابله با این روند، باید به اصلاح سیاست‌های فرهنگی، تقویت نهادهای دینی و ترویج ارزش‌های بومی و دینی پرداخته شود تا انسجام هویتی جامعه در بخش فرهنگ رضوی حفظ گردد.

نقش معماری حرم امام رضا (ع) در تبیین توحید با تأکید بر تزیینات

نقش معماری حرم امام رضا (ع) در تبیین توحید با تأکید بر تزیینات

صفحه 33-61

https://doi.org/10.22034/farzv.2025.483421.2040

خورشید مهدوی، زینب السادات حسینی

چکیده معماری اسلامی و تزیینات وابسته به آن با توجه به حجم و زمان ماندگاری، نسبت به هنرهای اسلامی دیگر، از اهمیت خاصی در بین هنرهای اسلامی برخوردار می باشند. انواع هنرهای بصری اسلامی اعم از طراحی، خوشنویسی، آینه -کاری، گچ ‌کاری و ... در معماری و تزیینات وابسته به آن در اماکن مذهبی قابل مشاهده ‌است که نقش موثری در بیان اصول دین اسلام از جمله توحید دارند. از جمله موارد آن، تزیینات به‌ کار رفته در حرم رضوی است که چگونگی ارتباط آن با مفهوم توحید و تأثیرگذاری آنها بر اعتقادات مخاطبان مسئله شایسته پژوهش است. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی و تصاویر میدانی به بررسی ارتباط تزیینات در معماری حرم رضوی بر تقویت اصل توحید در اعتقادات مخاطبان پرداخته ‌است. نتایج پژوهش حاکی از این است که تزیینات موجود در حرم رضوی در نمای خارجی، حیاط، گلدسته ها، آینه کاری، ستون ها، گنبد، کتیبه ها، گچ بری، علاوه بر زیبایی ظاهری برای هر زائر عامی و خواص، دارای زیبایی درونی می‌باشد که مطابق با فطرت انسانی می‌باشد و انسان مسلمان با دیدن تزیینات حس خوشایند درونی را تجربه می ‌کند و خواهان این تجربه شیرین به دفعات می‌‌ باشد. طر‌ح‌ها و نقش ‌های اسلامی که در معماری بناهای اسلامی جلوه‌ گری می‌کنند با زبان اشاره‌ها با مخاطبان ارتباط برقرار می‌کنند و هر مخاطبی با توجه به خودسازی و آمادگی درونی خویش که از قبل در خود ایجاد کرده‌است؛ رمز و رازهای هنر اسلامی که مهم‌ترین آن ‌ها روح توحید و یگانگی می ‌باشد را به تدریج درک می‌ کند.

مُدارای حکیمانه؛ مضمون فراگیر در الگوی مواجهه با کارگزار متظاهر در سیرۀ رضوی

مُدارای حکیمانه؛ مضمون فراگیر در الگوی مواجهه با کارگزار متظاهر در سیرۀ رضوی

صفحه 63-92

https://doi.org/10.22034/farzv.2025.493259.2052

محمد رضا انواری

چکیده «تظاهر» از آسیب‌های اجتماعی است که گرچه در ارتباطات میان افراد عادی جامعه نیز احساس می‌شود، اما شناخت تظاهر و مواجهه صحیح با متظاهری که در مناصب حکومت قرار دارد، به جهت برخورداری از منابع گوناگون قدرت، بسیار پیچیده‌تر و سخت‌تر است. در این مقاله تظاهر به‌مثابه یک «آسیب فرهنگی- ارتباطی» مدنظر بوده و هدف تبیین الگوی مواجهه امام رضا7 با مأمون به مثابه فرد متظاهری است که در بالاترین ارکان حکومت قرار دارد. برای دستیابی به این الگو جهت جمع‌آوری داده‌ها از روایات و سیره امام رضا7 و برای تحلیل داده‌ها، از روش هرمنوتیک متن با رویکرد «استنطاقی و مؤلف‌محور» و تحلیل مضمون بهره گرفته شد. با بررسی معنای لغوی واژه «مدارا» و دقت در روایات در این زمینه و تطبیق آن بر سیره امام رضا7 و همچنین تحلیل مضمون کنش‌های زبانی و غیرزبانی امام رضا7، ۴۴ مضمون پایه، ۶ مضمون سازمان‌دهنده و یک مضمون فراگیر بدست آمد. «مدارا کمال دوراندیشی»، «تدبیر در کنش‌ها»، «افشای تظاهر در عین مدارا با متظاهر»، «خیرخواهی و رعایت مصلحت»، «رعایت اصول اسلامی» و «مواجهه سخت در صورت عدم کارایی مدارا»، ۶ مضمون سازمان‌دهنده هستند که در ذیل «مدارای حکیمانه» به عنوان مضمون فراگیر قرار می‌گیرند. «مدارای حکیمانه» به عنوان یک اصل ارتباطی در مواجهه با تظاهر باید مدنظر قرار گیرد. صفت حکیمانه روح حاکم بر مدارا در مواجهه با متظاهر است. در واقع مدارا با شخص متظاهر صورت می‌گیرد نه با تظاهر او. پیشنهاد می‌شود الگوی مواجهه با کارگزاران متظاهر در شرایط حاضر موضوع مقالۀ دیگری قرار گیرد و با به روز رسانی الگوی بدست آمده از این مقاله، الگوی امروزین مواجهه با تظاهر ترسیم شود.

تحلیل تاریخ انگاره ای تطور جریان تشیع تا عصر امام رضا(ع) با تأکید بر فرقه واقفه

تحلیل تاریخ انگاره ای تطور جریان تشیع تا عصر امام رضا(ع) با تأکید بر فرقه واقفه

صفحه 93-124

https://doi.org/10.22034/farzv.2025.496674.2062

رضا ولی پور

چکیده این پژوهش به تحلیل تاریخ انگاره‌ای تطور جریان تشیع تا عصر امام رضا(ع) با تأکید بر فرقه واقفه پرداخته است. در این راستا، سؤال اصلی تحقیق این است که جریان واقفه چگونه در روند تاریخی تشیع شکل گرفت و چه تأثیری بر تغییر انگاره‌ها و گفتمان‌های امامیه داشت؟ فرضیه این پژوهش بر این است که فرقه واقفه به‌عنوان یک انشعاب مهم در تاریخ تشیع، برخلاف تصور رایج، نه تنها به معنای جدایی کامل از امامیه نبوده، بلکه در بستر بحران‌های فکری و اختلافات انگاره‌ای در پی درگذشت امام کاظم(ع) شکل گرفته و بر تحولات تاریخی و فکری این جریان تأثیرات عمیقی گذاشته است. از روش تاریخ انگاره به‌عنوان رویکردی نوین برای تحلیل این تحولات استفاده شده است تا درک بهتری از فرایندهای فکری و دگرگونی‌های گفتمانی ارائه دهد. این تحقیق نشان می‌دهد که امامیه در پی بحران‌های پیش‌آمده، به آزمون و تحقیق در انگاره‌های خود پرداخته و فرقه واقفه به‌عنوان یکی از نتایج این فرآیند، با گسست انگاره‌ای از امامیه، تأثیرات عمیقی بر گفتمان دینی و تاریخی تشیع گذاشت. نتیجه‌گیری این پژوهش بر لزوم بازنگری در تاریخ‌نگاری سنتی و استفاده از روش‌های نوین تحلیل انگاره‌ای در مطالعات فرقه‌شناسی تأکید دارد. این تحقیق نشان می‌دهد که امامیه در پی بحران‌های پیش‌آمده، به آزمون و تحقیق در انگاره‌های خود پرداخته و فرقه واقفه به‌عنوان یکی از نتایج این فرآیند، با گسست انگاره‌ای از امامیه، تأثیرات عمیقی بر گفتمان دینی و تاریخی تشیع گذاشت. نتیجه‌گیری این پژوهش بر لزوم بازنگری در تاریخ‌نگاری سنتی و استفاده از روش‌های نوین تحلیل انگاره‌ای در مطالعات فرقه‌شناسی تأکید دارد.

واکاوی انسجام و پیوستگی واژگانی و پیوندی متن خطبۀ توحیدیه امام رضا (ع) با تاکید برنظریه انسجام متن هالیدی و رقیه حسن

واکاوی انسجام و پیوستگی واژگانی و پیوندی متن خطبۀ توحیدیه امام رضا (ع) با تاکید برنظریه انسجام متن هالیدی و رقیه حسن

صفحه 125-155

https://doi.org/10.22034/farzv.2025.496166.2061

فاطمه ملایم

چکیده انسجام، مفهومی بنیادین در زبان‌شناسی است که به بررسی عوامل پیوستگی و ارتباط میان اجزای جمله، روابط بین‌جمله‌ای و ساختار کلی متن می‌پردازد. این اصطلاح که توسط زبان‌شناسان نقش‌گرا در حوزه تحلیل گفتمان مطرح شده است، نقش مؤلفه‌های انسجام‌بخش را در شکل‌گیری و سازمان‌دهی متن به صورت عمیق و همه‌جانبه مطالعه می‌کند. خطبۀ توحیدیه امام رضا(ع)، متنی دینی با محتوای عمیق توحیدی و غنای ادبی است که امام(ع) با بهره‌گیری هنرمندانه و هوشمندانه از عناصر انسجام‌بخش، ساختاری منسجم و نظام‌مند به آن بخشیده‌اند. این پژوهش بر پایۀ نظریۀ انسجام متن هالیدی و رقیه حسن، به بررسی دقیق و موشکافانه عوامل انسجام پیوندی و واژگانی این خطبه پرداخته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی ضمن تحلیل مؤلفه‌های انسجام‌بخش پیوندی، واژگانی و بلاغی، روابط بین گفتمانی و نقش این عناصر را در ساختار خطبه و انتقال مفاهیم فلسفی به طور جامع و نظام‌مند بررسی کرده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد در میان عناصر پیوندی، حرف ربط افزایشی «واو» بیشترین کاربرد و فراوانی را در متن داشته و در سطح واژگانی، امام(ع) از عناصر متعدد و متنوع انسجام واژگانی مانند تضاد، مقابله و مراعات‌النظیر به شکلی هنرمندانه بهره برده‌اند. این عناصر واژگانی که بر اساس روابط هم‌نشینی در زنجیرۀ گفتار شکل گرفته‌اند، نقش برجسته‌تر و تأثیرگذارتری در ایجاد انسجام متن داشته‌اند. نتایج این پژوهش به روشنی آشکار می‌سازد که با استفاده از نظریۀ انسجام هالیدی و حسن می‌توان ضمن شناسایی عناصر انسجام‌بخش در متون دینی، چگونگی تأثیر این عناصر را در شکل‌گیری متن و انتقال شفاف و بدون ابهام مفاهیم عمیق فلسفی و دینی به شیوه‌ای علمی و روشمند تبیین کرد.

کارکردشناسی مناظرات امام رضا (ع) در مواجهه با تهدیدهای هویتی مأمون

کارکردشناسی مناظرات امام رضا (ع) در مواجهه با تهدیدهای هویتی مأمون

صفحه 179-216

https://doi.org/10.22034/farzv.2025.476588.2035

محسن فکری فلاح، امیرمحسن عرفان، سید روح الله پرهیزکاری

چکیده مناظره صحیح و جدال احسن، به‌مثابه محلی برای ملاقات اندیشه‌ها ، با توجه به دربرداشتن توأمان دو وجه ایجابی-اثباتی و سلبی-غیری ارتباط مستقیم و عمیقی با ساختار هویت بخشی به فرد، گروه و اجتماع دارد و قادر است نقش مهمی در مشخص شدن مرزهای هویتی ایفا کند. از سوی دیگر گذر از رویکردهای تقلیل‌گرایانه نسبت به بررسی سیره اهل‌بیت (ع) و بازنگری و بازنگاری در آن باهدف فهم آگاهانه از سیره هویت‌سازانه ایشان به‌مثابه الگویی اکنون ساز و آینده پرداز در جامعه اسلامی ضروری است. رسالت این پژوهه آن است تا باهدف دستیابی به ابعاد و جوانب هویت‌سازانه مناظرات امام رضا (ع) به این پرسش پاسخ دهد که اساساً مناظرات حضرت در مقابل تهدیدات هویتی که از سوی جبهه باطل که در آن عصر نماد برجسته‌اش خلافت عباسی بود، ایجادشده بود چه تأثیری داشته و کارکردهای آنچه بوده است. بر این اساس کارکردهای مناظرات حضرت در سه ساحت کارکردهای تعین‌بخش، تمایزبخش و صیانت‌بخش تقسیم‌بندی می‌شود. رصد حداکثری مسائل، پرسش‌ها و شبهات و ارائه ادله و مستندات گوناگون از منابع خودی و دیگری در مناظرات، نه‌تنها به تثبیت و تعیین هویت شیعی و تمایز آن از هویت‌های غیر منتهی شد بلکه رهاورد معرفتی آن امنیت هویتی را برای گفتمان شیعه تضمین نمود .مناظره بر اساس آموزه‌های دین، می‌تواند به‌مثابه راهبردی در جهت هویت‌سازی افراد و جوامع قرار گیرد. شرایط دشوار عصر امام رضا (ع) و تغییر سیاست خلافت عباسی از مبارزه و مواجهه آشکار به نبردی ترکیبی و با تنوع تهدیدات، مرزبندی‌های هویتی جامعه را مورد هدف قرار داده بود اما مناظرات حضرت به‌مثابه بخشی از راهبرد گذاری و راهکار گزینی امام، توانست مانع از موفقیت جریان خلافت شود.