دوره و شماره: دوره 6، شماره 24، زمستان 1397، صفحه 9-212 
تعداد مقالات: 7
بازپژوهیِ تاریخی، فهرستی و درون متنیِ نظریه تألیف فقه رضوی به قلم حضرت رضا(علیه السلام)

بازپژوهیِ تاریخی، فهرستی و درون متنیِ نظریه تألیف فقه رضوی به قلم حضرت رضا(علیه السلام)

صفحه 9-60

محمدرضا نایینی منوچهری، محمّد حکیم

چکیده فقه رضوی از کتاب‎های چالش‌برانگیز و تأثیرگذار در مجامع فقهی امامیه به‎شمار می‌رود. این کتاب در برخی منابع فقهی و کتاب‌شناسی، به استنادِ گزاره‌ها و شواهد سه‌گانه ذیل، اثرِ تألیفی یا املایی امام‎رضا(علیه‎السلام) دانسته شده است: نخست، مستندات تاریخی همچون گزارش یابنده و معرّفِ نسخه اصل، دستیابی به نسخه‌های خطی کهن با تصریح به تألیف کتاب به قلم حضرت رضا(علیه‎السلام) و دفع احتمال وضع و جعل در انحصار عقلی تألیف کتاب به قلم امام‎رضا(علیه‎السلام) یا دروغین و بَرساخته‎بودنِ آن؛ دوم، مستندات فهرستی چون معرّفی راویانِ صاحبِ نسخه یا کتابِ امام‎رضا(علیه‎السلام) در منابع فهرستی شیعه؛ سوم، قراین درونْ‌متنی تألیف به قلم یکی از معصومان(علیهم‎السلام) و قراین درونْ‌متنی تألیف به قلم شخصِ حضرت رضا(علیه‎السلام). در پژوهش حاضر، پس از بازپژوهی تاریخ دستیابی به این اثر و تبیین دلایل و شواهدِ مذکور، و نیز اعتبارسنجی انتقادهای مخالفانِ این نظریه و تحلیل و کشفِ انتقادهای مخدوش و مقبول،‌ با سبک تحلیلی‎ ـ ‎توصیفی، میزانِ اتقان گزاره‌های استنادی برای اثبات نظریه تألیف فقه رضوی به قلم یا املای حضرت رضا(علیه‎السلام) بازاندیشیِ انتقادی شده و این نتیجه به‌دست آمده است که در تمسّک به این دلایل و شواهد به جمیع قراینِ مؤثّر در واکاوی و شناخت مؤلّفِ اثر توجّه نشده است. از سوی دیگر، نمی‌توان این کتاب را خالی از خطِ امام‎رضا(علیه‎السلام)، اثری یگانه و منتسب به مؤلّف واحد دانست.

تحلیل محتوای روایت رضوی درباره ویژگی‎ها و شاخصه‎های امامت از کتاب ‎الحجه کافی

تحلیل محتوای روایت رضوی درباره ویژگی‎ها و شاخصه‎های امامت از کتاب ‎الحجه کافی

صفحه 61-84

فتحیه فتاحی زاده، مریم احدیان

چکیده مجموعة حدیثی کافی نوشتة محمدبن‎یعقوب کلینی از مجموعه‌های مهمّ حدیثیِ شیعیان اثنی‎عشری است. برخی از مستشرقان تفاوت‌های میان این اثر با مجموعة حدیثی دیگر شیعی یعنی بصائر الدرجات را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده‌اند که کافی هرچند از نظر محتوایی همانند بصائرالدرجات نماینده فضای غالیانه قم است اما چون شیعیان عقل‎گرای بغداد را مخاطب قرار داده، در انتخاب احادیث و چینش آنها به‎نوعی راه اعتدال را پیموده است و بر خلاف کتاب بصائرالدرجات، اموری که محتوایی خارق‎العاده داشته ـ همچون علم نامحدود امامان (علیهم‎السلام)، منابع غیرعادی این علوم و نیز توانایی زنده‌کردن مردگان و... ـ در این کتاب عنوان نشده است. در این پژوهش به‎منظور پاسخ به این پرسش که آیا کتاب الحجه کافی و بصائرالدرجات در بیان شاخصه‎های امامت وجه تمایزی دارند و  فضایل امامان (علیهم‎السلام) که در بصائر مطرح شده واقعاً توسط کلینی مورد بی‎توجهی قرار گرفته است یا خیر؟ الحجه کافی و بصائرالدرجات با یکدیگر مقایسه و احادیث و ابواب مشترک و غیرمشترک دو کتاب استخراج گردید و درنهایت با روش تحلیل محتوا، یکی از ابوابی که تنها در کتاب الحجه کافی بیان شده (بَابٌ نَادِرٌ جَامِعٌ فِی فَضْلِ الإِمَامِ وَ صِفَاتِه‏) تحلیل و بررسی و مشخص شد برخلاف ادعاهای مطرح‎شده، این روایت مفصل از امام‎رضا (علیه‎السلام) از نصب الهی، عصمت و علم لدّنی به‎عنوان اوصاف امام و شاخصه‌های امامت سخن گفته است.

تحلیل رویکرد ارتباطات امام‎رضا(علیه السلام) با فرقه زیدیه (با بهره‌گیری از روش تحلیل گفتمان روایی پدام(PDAM))

تحلیل رویکرد ارتباطات امام‎رضا(علیه السلام) با فرقه زیدیه (با بهره‌گیری از روش تحلیل گفتمان روایی پدام(PDAM))

صفحه 85-104

حسین خاکپور، ابراهیم نوری، ملیحه اکبری

چکیده اسلامی‎سازی روش‎ها و نظریه‎های علوم انسانی و تجربی، از نقطه‎نظرات بیش از دو دهة مقام معظم رهبری (مد‎ظله‎العالی) بوده است. از آنجاکه عصر امام‎رضا (علیه‎السلام) با جولان جریان‎های انحرافی مشهور است، شیوة ارتباطی حضرت (علیه‎السلام) آموزه‎های نادری را در علم ارتباطات عرضه می‎کند که ضابطه‎مند است. بر این اساس، با جستاری در ارتباطات ایشان در مواجهه با فرقه‎های انحرافی، با بیان مدل پیشنهادی، گامی به‎سوی نظریه ارتباطات اسلامی برداشته شده است. این تحقیق با هدف رویکردشناسی ارتباطات امام‎رضا (علیه‎السلام) در مواجهه با جریان زیدیه و به روش تحلیلی‎ـ‎توصیفی با رویکرد میان‎رشته‎ای، به ارائه روش ارتباط صحیح با این فرقه پرداخته است. نتیجه تحقیق نشان می‎دهد رویکرد جذبی بیشترین درصد را به‎خود اختصاص می‎دهد و سایر رویکردها از جمله: تهاجمی، دفعی، استحفاظی، تدافعی و انفعالی، جایگاه بعدی را در مدل پیشنهادی دارا هستند.

دلالتهای فلسفی کلام امام‎رضا (علیه‎السلام) در مسئله توحـید ذاتـی

دلالتهای فلسفی کلام امام‎رضا (علیه‎السلام) در مسئله توحـید ذاتـی

صفحه 105-126

شهناز شایانفر، بی بی سادات رضی بهابادی، فرشته معتمد لنگرودی

چکیده «توحید» اساسی‌ترین اصل اعتقادی اسلام است و دیگر معارف اعتقادی و معارف ارزشی انسان از آن نشأت می‌گیرد. توحید ذاتی مهم‎ترین نوع توحید و زیربنای تمام مراتب توحید است. امام‎رضا (علیه‎السلام) نیز بسان سایر معصومان (علیهم‎السلام) به این مسئله اساسی توجّهی ویژه داشته‌اند. دو پرسش‌ اساسی این مقاله عبارت است از: موضع امام‎رضا (علیه‎السلام) درباره توحید ذاتی چیست و چگونه می‌توان بر اساس نگاه فلسفی، دلالت‌های پنهان دیدگاه توحیدی امام‎رضا (علیه‎السلام) را آشکار کرد؟ نتایج به‎دست‎آمده هم به این قرار است: در کلام امام‎رضا (علیه‎السلام) سه تبیین از توحید ذاتی مشاهده شده است: 1. اثبات احدیت بدون ابتنا بر واحدیّت 2. اثبات واحدیّت بدون ابتنا بر احدیت 3. اثبات واحدیّت بر مبنای احدیّت. برهان نفی تحدید از خداوند در کلام امام‎رضا (علیه‎السلام) از سویی وابسته به واحدیّت نیست و مستقل از آن اثبات می‌شود. بنابراین، از این جهت، برهان یادشده همان صورت اول توحید است و از سوی دیگر، همین نفی تحدید از خدا مقدمة اثبات واحدیّت می‌شود و از این جهت، این برهان، صورت سوم را رقم می‌زند و صورت دوم در قالب چهار برهان در بیانات این امام همام (علیه‎السلام) ظهور می‌یابد که عبارتند از: نفی صفات مخلوقات از خداوند، ازلیّت و قدیم‎بودن خداوند، برهان تمانع، و مسبوقیت دوگانه‌پرستی به توحید. در این پژوهش سعی شده به مدد میراث فلسفی سنت اسلامی، برخی دلالت‌های پنهان روایات امام‎رضا (علیه‎السلام) نیز در فقرة توحید آشکار و لوازم و فروع آن تحلیل و استنباط شود بدون آنکه درصدد تحمیل فلسفه بر روایات برآییم. 

سیره و فرهنگ رضوی؛ مبنای ادب پایداری

سیره و فرهنگ رضوی؛ مبنای ادب پایداری

صفحه 127-155

محمود آقاخانی بیژنی، اسماعیل صادقی، زهره خوانساری، اسحاق طغیانی

چکیده کتاب‎ها و آموزه‌های دینی، سیمای معصومین (علیهم‎السلام) و سخنان و روایات سازنده آنان برای روشنگری و استبداد‌ستیزی، از مبانی نظری مهم در ادبیات پایداری است که همواره انسان را به اخلاق نیکو برای رسیدن به رستگاری دعوت می‌کنند. بر این اساس، سیره و فرهنگ رضوی مبتنی بر فرهنگ پایداری، تأثیری شگرف در ادب فارسی داشته و جلوه‌هایی از پایداری را در شعر رضوی معاصر پدید ‌آورده است. سیره و فرهنگ رضوی با توجه به وجود مرقد مطهر امام‎رضا (علیه‎السلام) در ایران اسلامی و بازتاب جلوه‌های پایداریِ تأثیرپذیرفته از آن در اشعار شاعران ایران‌زمین، همواره سرمشق زندگی ایرانیان بوده است. به‌همین دلیل، در این پژوهش برآنیم تا سیره و فرهنگ رضوی را به‌عنوان یکی از مبانی ادبیات پایداری تبیین و تحلیل کنیم. هدف این پژوهش، معرفی فرهنگ رضوی به‌عنوان یکی از مبانی ادبیات پایداری و بازنمایی آن در سروده‌های شاعران پایداری معاصر با رویکردی توصیفی ‎ـ‎ تحلیلی است. پس از یاری‌گرفتن از منابع گوناگون و نیز با توجه به وجود جلوه‌های پایداری تأثیرپذیرفته از موضوعات سیره و فرهنگ رضوی و بازنمایی آنها در اشعار شاعران پایداری، می‌توان سیره و فرهنگ رضوی را از مبانی ادبیات پایداری به‎شمار آورد.

استنادهای کلامی امام‎رضا (علیه‎السلام) به آیات قصص در حوزة امامت

استنادهای کلامی امام‎رضا (علیه‎السلام) به آیات قصص در حوزة امامت

صفحه 157-184

محسن دیمه ‏‏کار گراب، ابوالفضل کاظمی

چکیده آیات تطهیر، ولایت، اولی‎الأمر، تبلیغ و آیات مشهور دیگر از دیرباز بخشی از مشهورترین استنادهای کلامی امامیه بوده است. آیات قصص کمتر مورد توجه مفسران و متکلمان امامی قرار گرفته است، در حالی که ائمه اطهار (علیهم‎السلام) در تبیین و دفاع از آموزه امامت عنایت بسیاری به قصص قرآن داشته‎اند. در این نوشتار تلاش شده با تکیه بر روایات امام‎رضا (علیه‎السلام) در مصادر روایی متقدم، به‎منظور بازسازی الگوی استنباط و استناد کلامی و دستیابی به شیوه‎های پاسخگویی به شبهات کلامی در حوزه امامت، استنادهای تفسیری ـ کلامی امام به آیات قصص در حوزه امامت بررسی و تبیین شود. استناد امام‎رضا (علیه‎السلام) به این‎گونه از آیات را می‌توان یک رویکرد مهم در تفسیر کلامی دانست در حالی‎که در فضای علمی اهل سنت، گفتمان اسرائیلیات در تفسیر قصص قرآن حاکمیت دارد. بررسی‎ها نشان مى‏دهد عصمت امام، جریان امامت در ذریه ابراهیم (علیه‎السلام) علم لدنّی امام، دیدن و نشناختن امام، پذیرش ولایتعهدی و تفاوت معنی آل و امت، مهم‎ترین مباحث کلامی حضرت در استناد به قصص قرآن است. سویه تأویلی حضرت رضا (علیه‎السلام) به آیات قصص، یکی دیگر از مباحثی است که در این نوشتار به آن پرداخته شده است.

جـدال احسـن از دیـدگاه امام‎رضـا (علیه‎السلام)

جـدال احسـن از دیـدگاه امام‎رضـا (علیه‎السلام)

صفحه 185-212

مرتضی رحیمی، سمیه سلیمانی

چکیده مناظره با روش‎های صحیح در افکار  و قلب دیگران نفوذ بیشتری دارد اما مناظره با روش‎های نادرست، طرف مقابل را در عقیدة باطل خویش متعصب‎تر مى‎کند. لذا قرآن مناظره (جدال) احسن را توصیه کرده است. در این نوع مناظره که امام‎رضا (علیه‎السلام) از آن بهره گرفته‎اند، بر جنبه‎های عقلی و عاطفی و برهان تأکید شده است؛ توهین به طرف مقابل و مذمّت دین او اجازه داده نشده و از مشترکات مورد قبول ادیان، مانند توحید، نبوت و.. استفاده شده است. تعصب ، ستیزه‎جویی، خودنمایی و اقناع به انگیزة شهرت‎طلبی در این مناظره راه ندارد و در آن بر «ساده‎گویی و پرهیز از بغرنج و پیچیده‎گویی» تأکید شده است. انصاف‎داشتن مناظره‎کننده و اعتراف به خطای خود در فرض روشن‎شدن اشتباهش، از دیگر ویژگی‎های این نوع مناظره است. این نوع مناظره در امور دینی نیز مجاز و چه‎بسا واجب است. این نوع مناظره نه‎تنها موجب کینه و عداوت نمی‎شود، بلکه اثرهای مثبتِ فراوانی دارد. مناظره با جاهل، مناظره با کسی که اهداف شیطانی دارد، همچنین مناظره در آنچه وحدت مسلمانان یا بشریّت را به خطر می‎اندازد، مجاز نیست. این پژوهش که با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده، در پی پاسخ به این پرسش است که از دیدگاه امام‎رضا (علیه‎السلام) منظور از جدال احسن چیست؟