کلیدواژه‌ها = گفتمان
تعداد مقالات: 4
تحلیل تاریخ انگاره ای تطور جریان تشیع تا عصر امام رضا(ع) با تأکید بر فرقه واقفه

تحلیل تاریخ انگاره ای تطور جریان تشیع تا عصر امام رضا(ع) با تأکید بر فرقه واقفه

دوره 14، شماره 54، تابستان 1405، صفحه 93-124

https://doi.org/10.22034/farzv.2025.496674.2062

حسین ستار، رضا ولی پور

چکیده این پژوهش به تحلیل تاریخ انگاره‌ای تطور جریان تشیع تا عصر امام رضا(ع) با تأکید بر فرقه واقفه پرداخته است. در این راستا، سؤال اصلی تحقیق این است که جریان واقفه چگونه در روند تاریخی تشیع شکل گرفت و چه تأثیری بر تغییر انگاره‌ها و گفتمان‌های امامیه داشت؟ فرضیه این پژوهش بر این است که فرقه واقفه به‌عنوان یک انشعاب مهم در تاریخ تشیع، برخلاف تصور رایج، نه تنها به معنای جدایی کامل از امامیه نبوده، بلکه در بستر بحران‌های فکری و اختلافات انگاره‌ای در پی درگذشت امام کاظم(ع) شکل گرفته و بر تحولات تاریخی و فکری این جریان تأثیرات عمیقی گذاشته است. از روش تاریخ انگاره به‌عنوان رویکردی نوین برای تحلیل این تحولات استفاده شده است تا درک بهتری از فرایندهای فکری و دگرگونی‌های گفتمانی ارائه دهد. این تحقیق نشان می‌دهد که امامیه در پی بحران‌های پیش‌آمده، به آزمون و تحقیق در انگاره‌های خود پرداخته و فرقه واقفه به‌عنوان یکی از نتایج این فرآیند، با گسست انگاره‌ای از امامیه، تأثیرات عمیقی بر گفتمان دینی و تاریخی تشیع گذاشت. نتیجه‌گیری این پژوهش بر لزوم بازنگری در تاریخ‌نگاری سنتی و استفاده از روش‌های نوین تحلیل انگاره‌ای در مطالعات فرقه‌شناسی تأکید دارد. این تحقیق نشان می‌دهد که امامیه در پی بحران‌های پیش‌آمده، به آزمون و تحقیق در انگاره‌های خود پرداخته و فرقه واقفه به‌عنوان یکی از نتایج این فرآیند، با گسست انگاره‌ای از امامیه، تأثیرات عمیقی بر گفتمان دینی و تاریخی تشیع گذاشت. نتیجه‌گیری این پژوهش بر لزوم بازنگری در تاریخ‌نگاری سنتی و استفاده از روش‌های نوین تحلیل انگاره‌ای در مطالعات فرقه‌شناسی تأکید دارد.

تحلیل وجوه مختلف غیریّت ‎سازی و منازعۀ گفتمانی در فرایند پذیرش ولایتعهدی از سوی امام رضا (علیه ‎السلام)

تحلیل وجوه مختلف غیریّت ‎سازی و منازعۀ گفتمانی در فرایند پذیرش ولایتعهدی از سوی امام رضا (علیه ‎السلام)

دوره 7، شماره 27، پاییز 1398، صفحه 57-85

https://doi.org/10.22034/farzv.2019.94044

علی سلیمانپور، امیر اکبری، محمد دارینی

چکیده در مقالۀ حاضر برخی از وجوه غیریّت‎سازی و ابعاد منازعۀ گفتمانی در فرایند پذیرش ولایتعهدی امام رضا (علیه‎السلام) بررسی و بازنمایی شده است. ازآنجاکه قبول ولایتعهدی از سوی امام (علیه‎السلام) در فضای خاصّ سیاسی صورت گرفت، تلاش‌های گستردۀ آن حضرت برای فاصله‎گرفتن از نظام فکری، معنایی و سیاسی ـ اجتماعی دشمن (گفتمان رقیب) و نفی آن به شیوه‌های زبانی و عملی، حایز اهمیت است. آنچه مسلّم است اینکه گفتمان سیاسی رضوی در چارچوب گفتمان کلّی و کلان امامت و ولایت و متأثر از منازعات ریشه‎دار تاریخی و طولانی نسبت به گفتمان «خلافت و سلطنت» وجوه مختلفی از منازعه و غیریّت‎سازی را به نمایش گذاشته است. بررسی نوع گفتمان از این منظر می‎تواند قالب دیگری از رویکرد امام نسبت به تفکر حاکم بر جامعۀ آن روز را نشان دهد
ماحصل این بررّسی نشان می‎دهد گفتمان رضوی به‎تبع از گفتمان کلّی امامت از طریق غیریّت‎سازی نسبت به عناصر مفهومی گفتمان رقیب تلاش کرده است نظام معنایی و اندیشۀ سیاسی خود را در افکار عمومی آحاد جامعه گسترش دهد و به گفتمان فراگیر (هژمونیک) تبدیل شود. بهره‌گیری از ادبیات و روش‎شناسی تحلیل گفتمان به‎ویژه رویکرد پیشنهادی «لاکلائو و موفه» وجه تمایز این مقاله است که تاکنون کمتر مورد توجه و استفاده قرار گرفته است.

بررسی نشانه- معناشناختی نظام عاطفی گفتمان در گونۀ کودکانۀ رضوی «زائر» عبدالجبار کاکایی

بررسی نشانه- معناشناختی نظام عاطفی گفتمان در گونۀ کودکانۀ رضوی «زائر» عبدالجبار کاکایی

دوره 7، شماره 27، پاییز 1398، صفحه 171-199

https://doi.org/10.22034/farzv.2019.94048

مژگان میرحسینی، ابراهیم کنعانی

چکیده نظام عاطفی از گفتمان ­هایی است که در نشانه ـ معناشناسی، مطالعه و بررسی می­شود. در گونۀ عاطفی، تعامل میان مجموعه­ های بزرگ نشانه ­ای که صورت­ های بیان (دال) و صورت­ های محتوا (مدلول) نامیده می ­شود، فرایند نشانه ـ معنایی را تحقق می­ بخشد. همین تعامل اساس مباحث در این نظام را شکل می دهد. این رابطۀ تعاملی، زمینه­ ای فراهم می­آورد تا شَوِش گران با حضور ادراکی ـ حسی و عاطفی خود در فرایند معنادهی مشارکت کنند. بر این اساس، در هر گفتمانی با سازوکارهای عاطفی مختلفی مواجه می­ شویم که قابل مطالعه هستند. در واقع، دنیای عاطفی زبانی است که نظام خاصّ خود را دارد و کار نشانه ـ معناشناسی، مطالعۀ همین نظام و بررسی شرایط تحقق و طغیان معنا در آن است. مسئله­ ای که طرح می­ شود این است که چگونه و مبتنی بر کدام شرایط گفتمانی می­ توان این نظام زبانی را مطالعه کرد. پرسش اصلی پژوهشِ حاضر این است که فرایند عاطفی در گونۀ کودکانۀ رضوی زائر عبدالجبار کاکایی، تابع کدام سازوکار نشانه ـ معناشناختی است. همچنین فرایند تحقق و طغیان معنا مبتنی بر کدام شرایط گفتمانی رُخ می دهد. در واقع، هدف پژوهش پیشِ‎رو، بررسی نشانه ـ معناشناختی نظام عاطفی در گفتمان حاکم بر گونۀ کودکانۀ زائر برای دست­ یافتن به چگونگی زایش و طغیان معنا در آن است. نتایج و یافته­ های تحقیق نشان می­ دهد که نظام عاطفی گفتمان در گونۀ کودکانۀ زائر تابع سازوکارهای ادراکی ـ حسی، زیبایی­ شناختی، استعلایی، تنشی و جسمانه ­ای است و مبتنی بر گونۀ رُخدادی شَوِشی تحقق می ­پذیرد. این پژوهش می­ تواند الگویی برای تحلیل و بررسی گفتمان ­های حاکم بر فرهنگ و ادبیات رضوی در گونۀ کودکانه ­های رضوی باشد.

واکاوی مضمونی حجاج‌های کلامی در پرتو آموزه‌های رضوی

واکاوی مضمونی حجاج‌های کلامی در پرتو آموزه‌های رضوی

دوره 5، شماره 20، زمستان 1396، صفحه 189-222

فرشته معتمد لنگرودی، مرضیه محصص، فاطمه اکبری زاده، زهرا قاسم نژاد

چکیده نظریۀ «حجاج» جلوه‌ای از گفت وگو با هدف اقامه دلیل در جهت اثرگذاری درونی بر مخاطبان است. این فرایند از طریق به کارگیری عناصر زبانی در گفتمان‌ها محقق می‌شود. در عصر حاضر می‌توان با بهره‌جویی از این روش جدید تحلیل زبانی، دریچه‌ای نو به میراث معتبر رضوی گشود. امام رضا(ع) متناسب با اقتضائات عصری ضمن پالایش مباحث کلامی، در قالب گفتمان حجاجی و با رویکردی هدایتی، از ظرفیت اندیشه‌ورزی مخاطبان حداکثر بهره‌برداری را می‌کنند. این پژوهش، ضمن تبیین علمی نظریه حجاج، در صدد پاسخ­گویی به این پرسش است که مطابق آموزه‌های رضوی چه مضامینی، محوریت حجاج‌های کلامی را تشکیل داده‌اند؛ لذا در قالب روش توصیفی تحلیلی، پس از تبیین مرزهای مفهومی اصطلاح حجاج و اصطلاحات مشابه همچون جدل، خطابه، برهان و اقناع بر مبنای رویکردهای معاصر به این نظریه، مضامین توحید، امامت و نبوت، به عنوان درون‌مایه‌های پرتکرار در روایات رضوی با اسلوب گفتمان حجاجی دسته‌بندی می‌شود. به اعتقاد نگارندگان مضمون امامت، به مثابه پربسامدترین مضمون در حجاج‌های کلامی رضوی، تن‌ها یک اقتضای عصری نبوده؛ بلکه نشانگر یک ضرورت مکتب تشیع و رهنمود فرهنگی حضرت رضا(ع) دربارۀ لزوم تجهیز شیعیان به انواع روش‌ها در اثبات اصل امامت است. به عبارت دیگر از رهگذر بهره‌گیری از این اسلوب گفتمانی، موضوع امامت اهل‌ بیت(ع) به عنوان یکی از مهم­ترین مسائل جامعه اسلامی و روح مکتب تشیع، مورد توجه مضاعف قرار می‌گیرد.