کلیدواژه‌ها = علم ضروری
تعداد مقالات: 2
بازخوانی روایتی منسوب به امام رضا (ع) در نفی رؤیت‌پذیری خداوند

بازخوانی روایتی منسوب به امام رضا (ع) در نفی رؤیت‌پذیری خداوند

دوره 12، شماره 47، پاییز 1403، صفحه 7-30

https://doi.org/10.22034/farzv.2022.357232.1798

محمدهادی توکلی

چکیده در مسئلۀ امکان رؤیت‌پذیری خداوند در برخی کتب روایی معتبر امامیه، روایتی به امام رضا (ع) منسوب است که بر اساس آن، اجتماع رؤیت خداوند با ایمان به او در دنیا و آخرت، امری ممتنع تلقی شده است. اندیشمندان شیعی این روایت را از روایات صعب و غامض برشمرده و در تبیین معنای آن کوشیده‌اند؛ اما اشکالاتی که متوجه تبیین‌های ایشان می‌شود، غیرقابل قبول بودن آن‌ها را آشکار می‌سازد. در این ‌میان، هرچند می‌توان با توجه به مبانی فکری متکلمان روزگار امام رضا (ع) راه حل بدیعی را بر اساس تقابل «تکلیف به ایمان» و «وقوع معرفت ضروری» مطرح کرد و اجتماع‌ناپذیری «رؤیت خداوند» با «ایمان به او» را مربوط به تقابل یاد شده دانست، اما این راه حل نیز خالی از اشکال نیست؛ از این‌رو، همان‌ طور که عده‌ای بیان کرده‌اند، باید صدور این روایت را حداقل به ‌شکلی که در منابع روایی آمده است، نفی کرد؛ به‌خصوص آنکه محتوای آن با برخی آیات قرآن و نیز بعضی روایت‌ها در تعارض است.

بررسی انتقادی تفسیر شارحان روایت محمدبن‌عبید از امام رضا (علیه‌السلام) در نفی رؤیت‌پذیری خداوند

بررسی انتقادی تفسیر شارحان روایت محمدبن‌عبید از امام رضا (علیه‌السلام) در نفی رؤیت‌پذیری خداوند

دوره 11، شماره 42، تابستان 1402، صفحه 9-27

https://doi.org/10.22034/farzv.2022.345996.1771

محمدهادی توکلی

چکیده در منابع معتبر روایی امامیه، همچون اصول کافی، در ضمن بحث از رؤیت‌پذیری خداوند از امام رضا (علیه‌السلام) روایتی نقل شده است که مضمون آن روایت این است که رؤیت خداوند با ایمان با او، نه در دنیا و نه در آخرت، قابل جمع نیست و ازین‌رو، رؤیت خداوند امکان ندارد. اندیشمندان شیعی این روایت را از روایات صعب و غامض برشمرده‌اند و در تبیین معنای آن راه‌حل‌های متعددی را پیشنهاد کرده‌اند. اما به نظر می‌رسد که هیچ‌یک از راه‌حل های مورد ارائه، قابل پذیرش نیست؛ چرا که برخی از معانی پیشنهادشده یا با ظاهر روایت همخوان نیست و یا آنکه برخی از آنها به‌لحاظ معنا نمی‌توانند مطابق با روایت باشند. بدین‌جهت یا باید در تبیین معنای این روایت به دنبال راه‌حل دیگری بود و یا آنکه به‌جهت ناشناخته بودن محمد بن عبید -که راوی آن است- صدور آن را لااقل به‌شکلی که در منابع روایی آمده است، نفی نمود.