مناظرات امام رضا(ع) با دانشمندان ادیان و مذاهب گوناگون در عصر مأمون عباسی، از مهمترین نمونههای گفتوگوی عقلانی در سنت اسلامی به شمار میآیند که در آنها شیوههای استدلال، اقناع و مدیریت تعامل زبانی بهصورت نظاممند بهکار گرفته شده است. بررسی این مناظرات از منظر نظریههای زبانشناسی کاربردی میتواند ابعاد تازهای از سازوکارهای گفتمانی و راهبردهای ارتباطی در آنها را آشکار سازد. پژوهش حاضر با هدف تبیین چگونگی کاربست «اصل همکاری» پل گرایس در مناظرات رضوی انجام شده و میکوشد نحوه تحقّق و یا نقض هدفمند حداکثرهای چهارگانۀ کمیت، کیفیت، ربط و شیوه را در این گفتوگوها تحلیل کند. دادههای پژوهش از میان گزارشهای مناظرات نقلشده در منابع روایی و تاریخی معتبر گردآوری شده و با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و بر اساس چارچوب تحلیل گفتمان کاربردی گرایس، مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که گفتار امام رضا(ع) در ساختار مناظرات، غالباً بر رعایت دقیق اصل ربط و کیفیت استوار است و این امر به حفظ انسجام منطقی گفتوگو و تقویت اعتبار معرفتی استدلالها میانجامد. در عین حال، در برخی موارد، نقض هدایتشده یا تعلیق برخی حداکثرها، بهویژه کمیت و شیوه، مشاهده میشود که کارکردی بلاغی و استدلالی داشته و زمینهساز شکلگیری تلویحات مکالمهای مؤثر در فرآیند اقناع مخاطب میگردد. این امر نشان میدهد که مناظرات رضوی علاوه بر غنای کلامی و الهیاتی، از منظر تعاملات زبانی نیز ساختاری هدفمند و منسجم دارند. بر اساس یافتههای پژوهش، نظریۀ همکاری گرایس میتواند چارچوبی کارآمد برای تحلیل سازوکارهای ارتباطی و راهبردهای گفتمانی در متون مناظرهای اسلامی فراهم آورد.نظریۀ همکاری گرایس میتواند چارچوبی کارآمد برای تحلیل سازوکارهای ارتباطی و راهبردهای گفتمانی در متون مناظرهای اسلامی فراهم آورد.