کلیدواژه‌ها = Imam Reda
تعداد مقالات: 2
شاخص‌های اخلاق محوری در آموزه‌های سیاسی امام‌رضا(ع)

شاخص‌های اخلاق محوری در آموزه‌های سیاسی امام‌رضا(ع)

دوره 5، شماره 18، پاییز 1396، صفحه 179-215

مصطفی احمدی فر، حمید حسین نژاد محمد آبادی، محمد علی رضایی اصفهانی، رضا حق پناه

چکیده  یکی از مقوله‌های مهم در زندگی و روابط اجتماعی انسان‌ها، چگونگی تنظیم رفتارهای مبتنی بر تحکیم در حوزة قدرت سیاسی و اصول و ضوابط حاکم بر این روابط به‌ویژه در حوزه آمریت است. دین اسلام به‌عنوان آخرین آیین الهی و پیامبر اسلام(ص) به‌عنوان رسول خاتم و اهل بیت او به‌عنوان رهبران الهی در تنظیم روابط اجتماعی و سیاسی، جایگاه رفیعی را برای اخلاق قائل شده و حضرت علی بن موسی الرضا(ع) نیز با ضمیمه کردن دو مقوله مهم از حیات اجتماعی یعنی اخلاق و سیاست، در طول حیات طیبه خویش و به‌ویژه در دوران ولایتعهدی تصویر روشنی از ضرورت به‌کارگیری روش‌های مبتنی بر اخلاق در حوزه سیاست نشان داده‌اند.هدف این مقاله بررسی اخلاق محوری در حوزه سیاست طبق بیان و سیره امام‌رضا(ع) است و سعی کرده مهم‌ترین مؤلفه‌ها و شاخص‌های این نگرش را از دیدگاه آن حضرت مورد مداقة اجمالی قرار دهد.

امام رضا(ع) و مواجهه با برداشت های ناصواب اهل حدیث از صفات خبریه

امام رضا(ع) و مواجهه با برداشت های ناصواب اهل حدیث از صفات خبریه

دوره 4، شماره 14، تابستان 1395، صفحه 57-74

رسول محمد جعفری

چکیده یکی از فرقه های مهم کلامی در عصر امام رضا(ع) «اهل حدیث» بود. آنان بر ظاهر آیات و روایات جمود داشتند و بر این اساس در مسئله صفات خبریه خداوند یا تصویری جسمانی از خداوند ارائه می‌کردند یا با اثبات این صفات و بدون تبیین آن ها، سکوت اختیار می کردند. امام رضا(ع) در مواجهه با چنین رویکردی به تبیین عقیده صواب در صفات خبریه پرداختند و آیات و روایات نبوی(ص) را در این باب به شکلی صحیح تفسیر کردند، بنابراین، این تحقیق در پی پاسخ به این سؤال است که روش های امام رضا(ع) در مواجهه با برداشت های ناصواب اهل حدیث از صفات خبریه چگونه است؟ بررسی مجموع روایات امام رضا(ع) در این مسئله حکایت از آن دارد که ایشان در تفسیر آیات از دو روش تفسیر قرآن به قرآن(با ارجاع متشابهات به محکمات آیات) و تفسیر عقلی آیات، به تبیین صحیح و غیر جسمانی آیات مربوط به صفات خبریه خداوند همت گماشتند و در مواجهه با روایات اهل حدیث در صفات خبریه، برخی از آن ها را مجعول یا محَّرف دانستند و برخی دیگر را به شکلی صحیح تبیین کردند.