تحلیل تحولات وقف در دورۀ پهلوی(مورد مطالعه؛ آستان قدس رضوی)
دوره 12، شماره 48، زمستان 1403، صفحه 91-131
https://doi.org/10.22034/farzv.2023.414855.1909
مصطفی فرزانه، وحید شالچی، مجید فولادیان
چکیده این مقاله با تکیه بر دادههای وقفنامهها در آستانقدسرضوی و شواهد تاریخی، میکوشد تصویر روشنی از سیر وقفهای غیرمنقول، واقفان، نوع رَقَبات و پراکندگی جغرافیاییشان، مصرف موقوفات و نیز واگذاری تولیت یا ناظر ارائه کند. برای توضیح این تحولات از تاریخ اجتماعی و پارهای مفاهیم نظری بهره گرفته و از روش تاریخی توصیفی تحلیلی و مصاحبه استفاده شده است. یافتهها بیانگر آن است که: میانگین سالانه وقفهای غیرمنقول در پهلوی حدود یک و نیم است. 85% واقفان متعلق به پایگاه اجتماعی متوسطمتوسط و متوسط بالا بوده و به جز اندکی از تجار و کسبه،40% تولیت موقوفه را به آستان واگذار کرده و54% ناظر تعیین نکردهاند. 68% موقوفات جنبه خاص داشته و حدود 22% مصارف برای امور درمانی بوده است. همچنین بیشترین فراوانی رقبات با 13% زمین است. میانگین سالانه وقف در زمانهایی که یک نفر متولی و استاندار بوده 07/2 درحالی که برای سالهایی که فقط متولی بوده 30/1بوده است. ضریب همبستگی ارتباط مستقیم بین اقدامات متولیان و میزان وقف و نیز ارتباط مستقیم و شدید بین تعداد رقبات و ماههای تولیت را نشان میدهد. ضمن آنکه باید به مؤلفههای وجهۀ اجتماعی نایبالتولیهها، ثبات اجتماعی، بوروکراتیکشدن آستان و تاثیر سیاستهای حکومت نیز توجه داشت؛ بنابراین واقفان این عصر بر مبنای درکی از نیازهای جامعه که به واسطۀ اقدامات متولیان آستان و شبکههای اجتماعی متاثر از محیط نهادی، پررنگتر شده بود، اقدام به وقف کردهاند. درضمن تمرکز در برخی شهرها را میتوان با رویکرد شناختی و تداوم سنت وقف توضیح داد، ولی عدمتشویق و همراهی روحانیت و حکومت و نیز رشد بنگاههای خیریه بر عدمپراکندگی وقف موثر بود.

