خوانش اکتشافی و پس کنشانه تائیه دعبل خزاعی براساس الگوی نشانه شناسی شعر ریفاتر
دوره 13، شماره 51، تابستان 1404، صفحه 141-165
https://doi.org/10.22034/farzv.2024.459248.1999
جواد معین، حسن خرقانی، نورالدین پروین
چکیده در تحلیل و مطالعۀ متون ادبی، نقد نشانهشناختی نقش ویژهای را در قرن بیستم به خود اختصاص داده است. مایکل ریفاتر، منتقد فرانسوی در نظریۀ نشانهشناسی خود، الگوی تازهای را در خوانش شعر ارائه میدهد. بر اساس نظریۀ او، شعر به دو روش خوانش اکتشافی یا دریافتی (heuristic reading) و خوانش پسکنشانه یا ناپویا (retroactive reading) مورد واکاوی قرار می گیرد. در خوانش اول که خوانشی محاکاتی است، معنای ظاهری و در خوانش دوم که خوانشی نشانهشناسانه است، دلالت های زبانی و معنای ضمنی مورد توجه قرار می گیرد که پس از مشخص شدن عناصر غیردستوری در متن، رابطۀ این عناصر در قالب انباشت ها و منطومه های توصیفی، کشف جدیدی از شبکه ساختاری متن ارائه می دهد. در این نوشتار، تائیۀ دعبل خزاعی (249ق.) شاعر حضرت رضا (ع) که از 124 بیت سامان یافته و مشهورترین و بلندترین شعر اوست، به شیوۀ توصیفی تحلیلی و بر اساس رویکرد ریفاتر بررسی می شود. بر اساس الگوی ریفاتر و واکاوی نشانهشناسی او در دو «انباشت» مدح اهل بیت(ع) و ظلم به ایشان با نگاهی در «منظومۀ توصیفی» رنج شاعر از جور بر معصومان(ع) در «شبکۀ ساختاری» امید به شفاعت و پایان تراژدی ستم، خوانشی ژرف و لطیفی از این قصیده برای «اَبَرخواننده» ارائه می شود.

