تحلیل حکایت های «مثل امام رضا (ع) باش» بر پایۀ انگارۀ تفکر چندبعدی لیپمن
دوره 12، شماره 48، زمستان 1403، صفحه 61-89
https://doi.org/10.22034/farzv.2023.403713.1888
خلیل بیگزاده، پریسا احمدی
چکیده متیو لیپمن برنامۀ کاربردی فلسفه برای کودکان (فبک) را بهعنوان برنامۀ آموزشی در اوایل دهۀ 1970 مطرح کرد و به همّت و اندیشۀ وی بهتدریج تکامل یافت، چنانکه استقبال کودکان و معلّمان بهعنوان مخاطبان آن، سبب گسترش این برنامه در جامعۀ آمریکا و دیگر جوامع اروپایی، آفریقایی و آسیایی شده است. پرورش قدرت تفکّر و استدلال در کودکان هدف لیپمن از برنامۀ فبک است تا زمینة پرورش انسانهایی متفکّر، آگاه، هدفمند، پرسشگر و خلاّق فراهم شود. داستانهایی ابزار برنامۀ فبک هستند که با شگردهای این برنامه نگاشته شوند تا کودک و نوجوان را به حلقۀ کندوکاو رهنمون کنند. تفکّر چندبُعدی شامل تفکّر خلاق، مراقبتی، انتقادی و مشارکتی است که لیپمن و همکاران وی برای پرورش ذهن پرسشگر و چالشی در مخاطب (کودک و نوجوان) تبیین و تعریف کردهاند. روایتهای برگرفته از زندگی اسوههای مذهبی بازدهی ارزشمندی برای بومیسازی گونههای تفکّر، زمینههای مفاهیم و پرسشهای فلسفی و ذهنی آن دارد؛ بنابراین، روایتهای دینی و مذهبی به استناد عناصر فانتزی (شگرف و شگفت)، شخصیتهایی انتخابی و الگوهایی ارزنده میتواند معیاری خوب در اجرای برنامۀ فلسفه برای کودکان باشد. این پژوهش گونههای تفکّر را در مجموعة حکایتهای «مثل امام رضا (ع) باش» از حسین میرزایی بر پایۀ تفکّر چندبعدی لیپمن با رویکردی توصیفی تحلیلی بررسی کرده است. دستاورد این پژوهش حاکی است که این حکایتها محرکی قوی برای کندوکاو فلسفی هستند و ظرفیت لازم را برای تبیین مفاهیم و پرسشهای فلسفی و ذهنی دارند، چنانکه تبادل اندیشه و مهارتهای فکری و استدلالی یا تفکّر انتقادی و خلاق از مهمترین و برجستهترین گونههای تفکّر در مجموعة حکایتهای «مثل امام رضا (ع) باش» هستند.

